مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

235

الفاروق ( فارسي )

از ابو هريره هم همين روايت نقل شده و در آن آمده اگر از مستى و تند و تيزى آن ترسيدى آب بر آن بريزيد . . . منظور اين است كه اگر ترسيديد قبل از آنكه به حد مست‌كنندگى برسد ، تند شود ، به آن آب اضافه كنيد ، زيرا روايت داريم كه ( كل مسكر حرام ) ( هر مست‌كننده‌اى حرام است ) و چيزى كه حرام است با آب بر آن ريختن حلال نمىشود ! ! ! ابو حنيفه بن ابن عمر مىگويد : ما حليت شراب را از پدرت ( عمر ) مىگيريم ! ! - سنن بيهقى ج 8 ص 306 ابوعبدالله حافظ . . . از عبدالله بن مبارك روايت مىكند : عبيدالله بن عمر ( از نوادگان عمر بن خطاب ) با ابو حنيفه در مورد شراب انگور صحبت كرد ، ابو حنيفه گفت ما به نظر پدرت عمل مىكنيم ( و شراب را حلال مىدانيم ) عبيدالله بن عمر گفت : پدر من كسى بود كه مىگفت ، اگر ترديد داشتيد كه شراب مست مىكند يا نه ، به آن آب بريزيد ، حالا اگر يقين داشتى كه مست مىكند ، نه ترديد ، آنوقت چه مىكنى ؟ آيا باز هم آن را حلال مىدانى ؟ ابو حنيفه ساكت شد ، جوابى نداشت كه بدهد . گناه اهل كوفه چيست ، از عمر تقليد كرده‌اند ؟ ! ! ابو القاسم عبدالخالق بن علي مؤذن . . . از اسحاق بن ابراهيم حنظلى روايت مىكند : شنيدم عبدالله بن ادريس كوفى مىگفت : اى اهل كوفه شما حلال بودن شراب را از عميان و عوران و عمشان روايت مىكنيد ، كجايند فرزندان مهاجرين و انصار ( كه از آنها روايت نمىكنيد ) ؟ ! ! * * عمر خشن بود و مردم را با تازيانه و تركه و سنگ مىزد و گاهى گاز مىگرفت ! * * * آيا عمر مىخندد ؟ ! دائما گرفته و عبوس بود - كنز العمال ج 13 ص 198 36592 - طلحة بن عبيدالله مىگويد : عمر بن خطاب از ام ابان دختر عتبة بن ربيعة بن عبد شمس خواستگارى كرد ولى آن زن نپذيرفت . از او علت را جويا شدند ، گفت : با ترشروئى داخل شده